شیخ دکتر عبدالعزیز ریِّس
سوال:
تحالفی که ضد دولت اسلامی «داعش» و «جبهة النصرة» به رهبری آمریکا به وجود آمده، بر شما پنهان نیست. همچنین می دانید که برخی از کشورهای عربی در این تحالف وجود دارند.
سوال: آیا این کار چنان که شیخ محمد بن عبدالوهاب رحمه الله در رساله ی «نواقض الاسلام» ذکر می کند، یکی از نواقض اسلام نیست؟ کمک به مشرکین و همکاری با آنها بر علیه مسلمانان، آیا یکی از نواقض اسلام نیست؟ هر چقدر که این گروه ها بد باشند، اما باز هم مسلمان هستند، و رعایای آنها نیز مسلمان هستند. چرا نمی شنویم که هیچ یک از علما در مورد جرم جنگیدن زیر پرچم کفار حرف بزنند؟
جواب:
بهتر است قبل از جواب، توجه شما را به دو نکته جلب کنم:
اول: کمک کردن به کفار بر علیه مسلمانان به صورت مطلق، کفر نیست. یکی از واضح ترین دلایل آن، قصه ی حاطب بن ابی بلتعه رضی الله عنه است. اصحاب حدیث به جز ابن ماجه از علی رضی الله عنه روایت کرده اند که گفت: «حاطب رضی الله عنه نامهای به مشرکین مکه نوشت تا آنها را از آمدن رسول الله صلی الله علیه و سلم برای جنگ با مکه، آگاه سازد، و منظورش از این کار، حمایت از اهل و خانوادهاش بود که در مکه بودند. او مقداری مال به زنی داد و نامه را با او فرستاد. زن نامه را گرفته و آن را در موهایش قرار داده و به راه افتاد. رسول الله صلی الله علیه و سلم به علی و زبیر و مقداد رضی الله عنهم دستور داد که به او برسند، و گفت: (بروید تا به منطقهی روضهی خاخ برسید. آنجا زنی را خواهید یافت که نامهای به همراه دارد. نامه را از او بگیرید). علی میگوید: ( به راه افتادیم و اسبهایمان سریعتر از همیشه حرکت کردند تا به روضه رسیدیم و زن مورد نظر را آنجا یافتیم. گفتیم: نامه را بیرون بیاور. گفت: من نامهای به همراه ندارم. گفتیم: یا نامه را بیرون میآوری یا لباسهایت را – برای پیدا کردن نامه – بیرون میآوریم. به همین خاطر نامه را از لای موهایش بیرون آورد. نامه را گرفته و به نزد رسول الله صلی الله علیه و سلم آوردیم. متن نامه، از حاطب بن أبی بلتعه به کسانی از مشرکان اهل مکه بود که آنها را از بعضی تصمیمات رسول الله صلی الله علیه و سلم با خبر ساخته بود ). رسول الله صلی الله علیه و سلم به حاطب فرمود: (ای حاطب، این چیست؟). حاطب رضی الله عنه جواب داد: (یا رسول الله، بر من عجله نکن. من کسی هستم که جزء قریش نیستم و از بیرون مکه وارد آنجا شدهام. مهاجرینی که با شما هستند، همه در مکه دارای خویشاوندانی هستند که اهل و مالشان را در مکه حفظ میکنند. دوست داشتم حالا که در میان آنها خویشاوندی ندارم، این گونه برای خود پشتیبانی پیدا کنم که از خویشاوندانم حفاظت کنم و این کار را از روی کفر یا ارتداد یا رضایت داشتن به کفر، انجام ندادهام. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: به شما راست گفت).عمر رضی الله عنه گفت: (یا رسول الله، اجازه بده گردن این منافق را بزنم). رسول الله صلی الله علیه و سلم در جوابش فرمود: (او در بدر حاضر شده است، و تو چه میدانی که الله بر اهل بدر اطلاع حاصل کرده است که گفته است: هر چه میخواهید انجام دهید که شما را بخشیدهام).
این عمل حاطب برای اسلام و مسلمانان و نیز برای لشکری که رسول الله صلی الله علیه وسلم نیز در آن بودند، بسیار خطرناک بود. کاری مانند کار جاسوس ها در بردن خبرهای مسلمانان نزد کفار بود. به خصوص هنگام جنگ، و هنگامی که در لشکر، رسول الله صلی الله علیه وسلم و اصحابش بودند. اما با این حال، الله عز و جل، حاطب را تکفیر نکرد. بلکه او را به لفظ ایمان، مورد خطاب قرار داد. در حالی که الله ثابت کرد که او با کفار موالات داشت، و دست دوستی به سوی آنها دراز کرده بود. اما با این حال، باز هم الله او را تکفیر نکرد. الله تعالی می فرماید: {يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ}، یعنی: {ای کسانی که ایمان آورده اید، دشمنان من و دشمنان خود را به دوستی نگیرید}. ببینید که در اینجا، کار حاطب را نوعی موالات با کفار دانسته. سپس می فرماید: {لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ}، یعنی: {دشمنان من و دشمنان خود را به دوستی نگیرید، که دست مودت به سوی آنها دراز کنید}، و مودت، یعنی: محبت.
حاطب را با لفظ ایمان مورد خطاب قرار داد، و بیان کرد که این کارش، نوعی موالات با کفار، و نوعی دست دوستی دراز کردن به سوی آنهاست. ولی با این حال باز هم الله رب العالمین او را تکفیر نکرد؛ چون او را با لفظ ایمان مورد خطاب قرار داد. این را علامه عبداللطیف بن عبدالرحمن بن حسن، چنان که در «الدرر السَّنیَّة» آمده، ذکر می کند. آنچه این را موکد می کند، عمل رسول الله صلی الله علیه وسلم در مقابل این کار است که در حدیث سابق الذکر آمده است. وقتی حاطب برای مشرکین نامه نوشت، و به آنها از حرکت رسول الله صلی الله علیه و سلم به سوی مکه خبر داد، رسول الله صلی الله علیه وسلم او را فرا خوانده، و گفت: چه چیز باعث شد این کار را بکنی؟ الی آخر حدیث…و در آخر حدیث می فرماید: «و تو چه می دانی؟ شاید الله تعالی بر اهل بدر مطلع گشته، که فرموده: هر چه می خواهید بکنید، شما را آمرزیدم».
در اینجا تبیین شد که حاطب رضی الله عنه کاری کرد که در اصل همان کار جاسوس هاست. اما با این حال، باز هم الله سبحانه و تعالی و رسول الله صلی الله علیه وسلم او را تکفیر نکردند. این دلالت می کند که کار جاسوس، کفر نیست. این رأی مذاهب اربعه است، و هیچ یک از علمای مذاهب اربعه را ندیده ام که جاسوس را تفکیر نماید، به جز یک قول در نزد برخی از مالکیه.
همچنین شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله در کتاب «الصارم المسلول»، و ابن قیم رحمه الله در کتاب «زاد المعاد» قائل به عدم کفر جاسوس هستند. حتی طحاوی رحمه الله، چنان که ابن حجر در «فتح الباری» نقل کرده، اجماع را بر این مساله نقل می کند.
بعد از چیزهایی که گفتیم، مشخص شد همکاری با کفار، به صورت مطلق، کفر نیست، پس دیگر درست نیست که گفته شود: کمک کردن به کفار، کفر است. زیرا بین موالات و تولّای کفار، فرق وجود دارد. موالات بر خلاف تولّا، کفر نیست. الله در مورد تولا می فرماید: {وَمَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ}، یعنی: {هر کس از شما با آنان دوستی نماید، از جرگه ی آنان است}.
تفصیل بیشتر در این زمینه را در کتاب خود «الإلمام شرح نواقض الإسلام»، و همچنین در درسی که ضبط شده در «شرح نواقض الإسلام»، و در درسی دیگر با عنوان «ضوابط و مهمات فی التکفیر» آورده ام که همه ی اینها در سایت الإسلام العتیق موجود است.
الان شخص می تواند بپرسد: ضابطه ی تولّا چیست؟ در جواب می گوییم: ضابطه ای تولّا این است که شخص به این خاطر با کفار همکاری کند که دین کفار بر اسلام غالب شود. این را جماعتی از اهل علم ذکر کرده اند، ویکی از کسانی که این را می گوید، شیخمان، علامه محمد بن صالح عثیمین رحمه الله در تفسیرش بر سوره ی مائده است.
سپس، فرض کنیم که برخی از علما، جاسوس را تکفیر کردند؛ در این صورت، کمترین چیزی که می شود گفت، این است که این مساله، اختلافی است، و نزد اهل علم، معلوم و مقرر است که اختلاف، مانع از تکفیر شخص معیّن می شود. این تاویلی است که مانع از تکفیر شخص معین می شود؛ چنان که نووی رحمه الله در شرح خود بر صحیح مسلم، و حافظ ابن حجر در «فتح الباری»، و نیز امام محمد بن عبدالوهاب در جلد اول «الدرر السنیّة» به این اشاره می کنند، و شیخمان، علامه محمد بن صالح عثیمین رحمه الله نیز این را بسیار تکرار می کردند.
خیلی مهم است که این تاصیل را بدانیم، که: مطلق همکاری با کفار، کفر به حساب نمی آید، و اینکه بر اساس آنچه ذکر کردیم، قول مشهور نزد علما این است که جاسوس، تکفیر نمی شود.
موضوع مهم دیگری که باید بدانیم این است که امام محمد بن عبدالوهاب رحمه الله، به خاطر مطلق همکاری و کمک با کفار، تکفیر نمی کنند. به همین خاطر در «نواقض الإسلام» می گویند: یاری کردن مشرکین و همکاری با آنان. یاری کردن و همکاری، هر دو را با هم ذکر کردند. این دلالت می کند که ایشان، مطلقِ کمک کردن را کفر نمی دانند.
مظاهره – یاری دادن – ، چنان که قبلا ذکر شد، کمک به کفار بر علیه مسلمانان با انگیزه ی دینی است.
بعد از این دو مقدمه، باز می گردم به آنچه متعلق به سوال است؛ یعنی این پیمان بر علیه خوارج؛
خوب این را بدانیم که فرق است بین اینکه کفار با برادران مسلمان ما بجنگند، و مسلمانان برای نصرت کفار بر علیه مسلمانان بر خیزند، و بین اینکه گروهی از مسلمانان، مسلمانان را مورد آزار و اذیت قرار دهند، و خود را شایسته ی کشته شدن قرار دهند. به همین خاطر مسلمانان اراده ی جنگیدن با آنها را می کنند؛ چون این گروه، آنها را مورد اذیت قرار داده است، و از این جهت که آنها دین و دنیا را به فساد کشانده اند. اما جنگیدن با آنها برای مسلمانان میسّر نیست جز اینکه با همراهی کفار و یا از طریق آنها باشد…
در چنین موردی گفته نمی شود که این کار، موالات و تولّا است. این از بحث خارج است و ربطی به موالات یا تولّا ندارد. این واقعیت ماست؛ زیرا خوارج مثل «داعش» و «النصرة» و امثال آنها، مسلمانان را در بلادشان مورد اذیت قرار داده اند. در شام و عراق آنها را آزار داده اند. در کشورهایشان تفجیر و ترور و غیره انجام می دهند. به همین خاطر، مسلمانان از آنها زیان دیده اند، چون مفسد هستند؛ و برای اینکه شریعت دستور به جنگیدن با آنها داده است، چنان که در حدیث ابو سعید خدری رضی الله عنه در صحیحین آمده که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: «اگر دستم به آنها برسد، آنها را مثل عاد – و در روایتی: مثل ثمود – خواهم کشت».
پس، جنگیدن با آنان حتمی است. اما برای مسلمانان میسر نیست با آنها بجنگند، جز اینکه از کفار کمک بگیرند. این هیچ ربطی به بحث تولّا که ذکرش گذشت، ندارد.
برای توضیح بیشتر: فرض کنیم گروهی مسلمان در یکی از کشورهای مسلمان ظهور کرده، و با راهزنی، مسلمانان را مورد آزار و اذیت قرار دادند. مسلمانان توانایی غلبه بر این راهزنان که سبب نا امنی شده اند را ندارند.
بنا بر این، مسلمانان ناچار می شوند از کفار کمک بگیرند تا بتوانند این راهزنان را از بین ببرند. چنین مواردی، هیچ ربطی به مبحث تولّا یا موالات ندارد. بلکه فقط کمک گرفتن از کفار برای کشتن کسانی است که به خاطر آزار و اذیتی که برای مسلمانان دارند، شرع حکم به کشتن آنها داده است. این چیزی است که شایسته است دانسته شود. همچنین، باید انگیزه هایمان شرعی باشد، نه احساسی…
از الله که هیچ معبود بر حقی جز او وجود ندارد خواهانم که با قوّت خود، دولت های کفر مانند آمریکا و غیره را نابود کند، و سرانجام نیکو را برای اهل سنت قرار دهد. همچنین از الله خواهانم که با قوّت و قدرت خود، خوارجِ داعش و النصرة و بقیه شان را نابود گرداند و ریشه شان را بخشکاند. جزاکم الله خیرا.

══ا ¤❁❁¤ ا══
کانال رسمي شيخ د.عبدالعزيز الريّس در تلگرام به زبان فارسي
‏t.me/AbdulazizAlRayesfarsi
صفحه رسمي شيخ د.عبدالعزيز الريّس در فيسبوک
‏facebook.com/dralraies
بخش فارسي سايت اسلام عتيق:
http://islamancient.com/newsite/cats.php?par=1006842